تبليغاتX
شادشهر (نام قدیم شهر من)

قناری
 

مرگ قناري عين آزاديست

هيچ كس قناري خوش آواز را

از قفس آزاد نمي كند

 

1۵ / 4 / 87

همایون زرتشت(محمد غلامی)

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:3 توسط همايون زرتشت (محمد غلامی) |

براي خواهرم رويا

كه در عزاي عزيز ترينش مرگ را شماره مي كند


«پيش خريد مرگ»

در كجاي اين آسماني

ازپشت كدام ابر سياه

چگونه نگاه مي كني؟

چگونه تاب مي آوري ؟!

دوري عزيزي را

كه سالها جنگيد

براي تصاحبت

بگو از كدام آسمان

از كدامين خدا

 برايش آرامشي در خور طلب كنم

براي خواهري

 كه تقويمش را

 پيش فروشي كرد و گوري پيش خريد

كه شايد مرگ

 به دوباره اي دگر

 تو را به او باز رساند

براي او كه  بيداريش را خواب مي بيند

به يمن حضور تو

من اين تك همزبانم را!

رفيق و همدم روزان دردم را!

من آن چشمان زيبا را!

كه چون آئينه ي روياي من بود!

من او را

من اورا

 به دستان تو سپردم

چگونه است كه اينك

رقصنده ي دستان مرگ شد

امانت رسم خوبي نيست

بگو با وعده كدام بهشت

وعده حضورت را

 فقط به خواب سپردي

همایون زرتشت (محمد غلامي)

1۵ / 4 / 87

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:2 توسط همايون زرتشت (محمد غلامی) |

براي پسر دايي ام شهرام شهيادي


«خواب مرگ»


 پيش از مرگش بود

ساز را برداشت

كوك نبود مثل خودش

ترانه اي  آغاز شد

با صدايي زخمي تر از هميشه

كه گويي هزاران  سال خوانده

تمام شب را خواند

تمام شعر ها را

در مقابل چشمي

تمامي لحظه را سپرد  به تاريخ

و سپرد به «او»

كه نسخه اي بدهد

 به تمامي كساني كه مي شناختشان

و با طلوع صبح

تمامي كساني كه مي شناختشان

نسخه اي ازخبر مرگ «او» را دادند

1۵ / 4 / 87

همایون زرتشت (محمد غلامي)

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:1 توسط همايون زرتشت (محمد غلامی) |