به استاد عزيزم « محمد نوري »
كه در حضورش عشق و آواز را آموختم
مثل باران مهرباني تو
مثل در يا پر تلاطم
مثل رودي
پر ترنم
ابر مخمل گون آوازي
ايستاده بر بلنداي اين خاك اساطيري
در صدايت
وسعت يك آسمان جاريست
از جنس بي كرانگي
و در هنگامه خوانش
براي خاك و دشت و جنگل و كوه
كه گه شادان و گه دلخسته مي خواني
به سبزي مي رسد آرام
تمام قامت عريان اين خاك
به نرمي مي بري چون باد
هر چه هست
از رخوت و اندوه
14شهريور 84

سوگواره ای برای پسر دایی و شوهر خواهر عزیزم که به ناگه پر کشید به سوی آسمان و گویی خدا هم تحمل دیدن خوشبختی این نو عروس و تازه داماد را نداشت و نتوانست ببیند.
تو وقت پر کشیدنت ستاره ها کجا بودن
که گم شدی تو جاده ها نيومدي به شهر من
با اون چشای نیمه باز خیره به سمت آسمون
به کی می گفتی که بره به کی می گفتی که بمون
چشم كي دنبال تو بود کی بالتو شکستو رفت
بشکنه دست روزگارکه زخمتو نبست و رفت
سوار اسب آهني بار سفر بسته بودي
چرا نگفتي تو به من كه از همه خسته بودي
عباس عزیز،
بوداهای عظیم ِ بامیان، بودا های پنج هزار سالۀ غول آسا را، طلبه های افغان دینامیت گذاشتند و ویران کردند. گفتند که هنر بودائی سرچشمۀ تمام بدبختی ها، و علتِ فقر مردم مسلمان ِافغان است.
پس از پنج هزارسال، مسلمان های افغان ریشۀ بدبختی را کشف کردند وبر سردر دانشگاه الهيات نوشتند : بودا یعنی بدبختی .
وزیر ارشاد گفت :
تله ویزیون یعنی جامع العیوب
"مسلمانان نباید نه تله ویزیون داشته باشند و نه پرنده درخانه نگاه دارند، چون پرنده ها می خوانند، و موسیقی ایجاد می کنند. مردم باید شب و روز درخدمت خدا باشند، مثل عصرِ محمد" .
- محمد عصر داشت ؟
بله، محمدعصر داشت، ماهم عصر ِمحمد داریم. ومدام به آن فکر می کنیم، و"قرائت" های تازه از آن می کنیم. به آن فکرمی کنیم وفکرهامان را درآن وآن را در فکرهامان روشن می کنیم، وهی باهم " بنابراین زیراکه ولیکن"می کنیم .
تا وقت دیگر قربانت