« وقت پروازم کدامین سنگ پرواز کرد؟»
چه بي جا سرزميني است اينجا
حجم بي پايان يك غربت
تهي از سبزي و بي رنگ
و چشم انداز سرسبزي
كه وا ماند در او چشمي
***
كوچه هايش
خالي از آواز يك عابر
خالي از پرواز
باغهايش
حسرت هم خوابگي با دختر سبز بهار
خالي از يك سايه لذت
تا بياسايد به زيرش لحظه اي يك عابر از باران گرما
آسمانش
خالي از يك توده ابر
تا بشويد شهر
غبار از چهره خويش با آن
مردمانش
همه از جنس ترك خورده خاك
خشك و بي روح
همه با چتر غريب
خاكش از ريشه تهي
كه ندارد غم پيوستگي خويش
و چنان آب روان
وقت پروازم كدامين سنگ پرواز كرد
كه ناگزير
فرود آمدم از اوج
بر اين خاك
و چنين خسته نشستم
ميان اين همه تنهايي خويش
از امتداد خط سرخ آتشي در دست
رقص حلقه هاي دود را
كه با رقص تو آميخته است
صد نامه عاشقانه
نزار قبانی
این صد نامه عاشقانه تمام آن چیزی ست كه از خاكستر عشق من مانده ، من ، شاعری مثل همه شاعران و ـ مثل همه مردان ـ یادگارهایی از عشق داشته ام و مجموعه نامه هایی ... و آنقدر شجاع نبوده ام كه همه آنها را در آتش بیندازم و بسوزانم ...

ben, Turk sairi komunist Nazim Hikmet ben
tepeden tirnaga kavga, hasret ve umitten ibaret ben...
من شاعر ترک، کمونيست، من ناظم حکمت
من سر تا پا عبارت از جنگ، حسرت و اميد
شعر: ناظم حكمت
ترجمه : ياشار ياغيش...
«كابوس»
گناه از خويش بود ازمن نبود
گلايه از چه مي كني
شكايت از كه مي كني
چه مي پرسي زمن
در سرزمينت مرغ خوشبختي كجا خفت
چه مي پرسي چرا؟
وا مانده اي در كار خويش
چه مي پرسي ز من
اين سواري كه به خواب مي بيني كيست
كه به سرزمين تو در تك و تاز است
اين كمان كشيده از تبار آرش است
و تير از جنس نفرينش به زه دارد
كه تو را گرفته آماج نظر
گفتمت
گفتمت سنگ ميانداز
بر اين بركه خاموش
بر اين خفته پر درد
كه خواب از جنس دردي كهنه دارد ترد
اينك اين گرداب خواب آشفته از پرتاب تو
كه با خود مي برد تا قعر آب
خواب خوب سرزمينت را به خشم
محمد غلامي بندر عباس 9 آذر 81
آقاي بني عامريان فرماندار اسلامشهر؛ اين ديد منفي
كه شهروندان تهراني بر روي شهر اسلامشهر دارند
از كجا نشات گرفته است ؟
شب گذشته مورخه 15 / 12 / 86 در ساعت 23 در برنامه قدم بعدي، شبكه چهار صدا و سيما حرفهايي زده شد كه قلب هر شهروند اسلامشهري را به درد مي آورد . اين برنامه بيشتر حول حوش بحث افزايش جمعيت از سالهاي قبل تا به حال حاضر بود كه ميهمان برنامه پس از نام بردن از شهرهاي اطراف تهران از اسلامشهر نيز نام برد اما حرفي زد كه بسيار دردناك بود ...