تبليغاتX
شادشهر (نام قدیم شهر من)

کولی اهل جاده ها

تقصیر تو نبود و نیست همینه رسم روزگار

یکی میاد از جاده ها پس از یه عمری انتظار

یکی که تو خیال تو همیشه پر صلابته

پر از غرور و مهربون همیشه بی نهایته

چشماتو بارون میکنی واسه غبار توی راش

یه دنیا عشقو میریزی لحظه به لحظه زیر پاش

میاد ولی خط میکشه روی تموم باورت

مثل یه آوار مهیب خراب میشه روی سرت

کابوس تنهایی تو دوباره باز جون میگیره

خنده خوشبختی تو روی لبات زود میمیره

اون که همیشه قصه هاش برای تو تازه تره

حالا دیگه با طعنه هاش حوصله تو سر میبره

همینه رسم روزگار یه روز میره اونکه میاد

کولی اهل جاده ها موندن و هیچ وقت نمی خواد

 ۱۳ / ۱۰ / ۸۶   محمد غلامي

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:18 توسط همايون زرتشت (محمد غلامی) |